پارت شیش
پارت شیش
^ خب باید از کدوم جاده بریم × نوشته جاده جنگلی .کمی بعد . تق تق & چه عجب بالاخره وقت کردی بیای × تو هنوز زایمان نکردی & گفتم تا نیای نمیکنم + خب زور بزن .. آ بچت به دنیا اومد شما صاحب یک دختر شدین & اون خیلی زیباست به خودم کشیده × بد جنس & ی سر نمکم شبیه توعه . خانما و آقایان فرزند اول برادرم به دنیا اومد این جشن به این دلیل برگذار شده بخورید و بنوشید و برقصید و جشن بگیرید . (در حال رقصیدن) + برای کنا خوشحالم ^ منم براشون خوشحالم به نظرت ما هم میتونیم همچین بچه ای داشته باشیم + البته که آره ^ باید ی چیزی بگم + چی ^ دارو میدونی که ما از آمریکا دارو تهیه میکنیم اخیرا ی قرار داد داشتیم قرار بود ما به اونا صلاح و وسایل جنگی بفروشیم اما پدر یک ساعت قبل معامله لغو کردش اونا ی جنگ در پیش داشتن و به صلاح هایی که ما قرار بود بدیم تکیه کرده بودن اما حالا اونا اعصبانی ان و دیگه واسمون دارو نمیفرستن اشراف زاده هایی هم که بهمون قلات میدادن توی مشکل مالی افتادن تعداد زیادی از مردم مریض شدن و به دارو احتیاج دارن ممکنه به بقیه مردم هم سرایت کنه . + خب من الان میخوام به عنوان ملکه فرانسه ی پیشنهاد بهت بدم ^ چه پیشنهادی + خب حالا که آمریکا بهتون دارو نمیده خب فرانسه میده ^ یعنی من درست فهمیدم من الان قراره ازت دارو بخرم + نه مجانی ^ تو بهترینی + ممنونم حالا میتونیم با خیال راحت برقصیم اما اول درموردش با پدرت حرف بزن ^ البته بدون اجازه اون نمیشه کاری کرد . سر میز شام . $ اینو کی پخته خیلی خوبه . خون بالا میاره و سرفه میکنه . × پدر حالتون خوبه ^ پدر خوبی به طبیب خبر بدین # ارن ارن حالت خوبه . ارن مرد . & اون مرددده ! 😓😣 # نه نه نه نه + متاسفم حق با کناست . روز بعد . (صدا مردم ) روح پادشاه ارن در آرامش باشه < جسیکا درمورد ارن متاسفم # ممنونم ما ری یا ^ واقعا باورم نمیشه اون مرده فقط ی روز برای همینه که میگن تستر ی پادشاه همیشه باید پیشش باشه اون فقط ی روز نمی خواست کسی غذاش رو تست کنه و توی همین ی روز مرد . + درکت می کنم . * شاه جیمین وارد میشوند . ^ امروز پدر من به خاطر یک حماقت مرد میخوام بیشتر هواستون باشه . دیگه کسی اینجا نمیمیره . + چی شده چرا خبرم کردی ؟ # میخوام به مردم رسیدگی کنی بیشتر + من همین الان هم دارم بهشون رسیدگی میکنم # چهار روز دیگه تاج گذاریه و تو باید ملکه خوبی باشی + من با جیمین حرف زدم از این به بعد من دارو مردم رو تامین میکنم # باشه پس همینطور باش . دو روز بعد . (داخل حیاط روی پارچه نشستن در حال تخمه شکستن . کنا ، دیانا، جیمین ، هوسوک ، لولا ) + به پدرم نامه فرستادم تا یک روز دیگه دارو ها دم در قصر نشسته ^ آفرین به تو = از چه دارویی حرف میزنید ؟ × تو خبر نداشتی دیانا قراره بهمون دارو خیرات کنه = واقعا که اینجا بریدین دوختین به من نگفتین & هم دردیم به منم نگفتن اوف دخترم تو هم هی گریه نکن مگه من چهل دستم فرزندم # شما ها چقدر بی مسعولیت هستین با شما ها کاری ندارید مگه شما ها ملکه و شاه نیستید بجای رسیدگی به مردم اینجا نشستید و تخمه می خورید + درد شما رسیدگی به مردمه یا دنبال نخود سیاه فرستادن ما اگه ما به مردم رسیدگی کنیم به نام خودتون میزنید # متوجه ای چی میگی ؟ + متوجم برات سخت و آزار دهندس که به مردم رسیدگی کنی پس ما این کارو میکنیم ؟ چرا خودت کارایی که میگی رو انجام نمیدی ؟ # تو بجای تو روی من ایستادن یک جانشین به دنیا بیار اگه جیمین بدون فرزند بمونه فقط تقصیر توعه کنا رو نگاه کن زیر یک ماه حامله شد اما تو توی این همه مدت هنوز نتونستی ی فرزند به پسرم بدی ^ بسته نمیتونی اینطوری به دیانا توهین کنی . خوبی دیانا ؟ + من میرم ^ من برم دنبالش = اومد همه چیز رو خراب کرد انگار جیمین و دیانا حق استراحت رو ندارن . ^ دیانا خوبی ؟ + نه خوب نیستم حق با جسیکاست من هنوز حتی ی بچه هم ندارم ما یک ساله ازدواج کردیم ^ مگه تقصیر توعه شاید مشکل از منه چه معلوم + نگو تورو خدا پدر پنج تا بچه داره مادرت چهار تا بچه داره معلومه قضیه چیه . بهتره دیگه راجبش حرف نزنیم ^ نظر منم همینه . دو روز بعد . ^ امروز روز بزرگیه
^ خب باید از کدوم جاده بریم × نوشته جاده جنگلی .کمی بعد . تق تق & چه عجب بالاخره وقت کردی بیای × تو هنوز زایمان نکردی & گفتم تا نیای نمیکنم + خب زور بزن .. آ بچت به دنیا اومد شما صاحب یک دختر شدین & اون خیلی زیباست به خودم کشیده × بد جنس & ی سر نمکم شبیه توعه . خانما و آقایان فرزند اول برادرم به دنیا اومد این جشن به این دلیل برگذار شده بخورید و بنوشید و برقصید و جشن بگیرید . (در حال رقصیدن) + برای کنا خوشحالم ^ منم براشون خوشحالم به نظرت ما هم میتونیم همچین بچه ای داشته باشیم + البته که آره ^ باید ی چیزی بگم + چی ^ دارو میدونی که ما از آمریکا دارو تهیه میکنیم اخیرا ی قرار داد داشتیم قرار بود ما به اونا صلاح و وسایل جنگی بفروشیم اما پدر یک ساعت قبل معامله لغو کردش اونا ی جنگ در پیش داشتن و به صلاح هایی که ما قرار بود بدیم تکیه کرده بودن اما حالا اونا اعصبانی ان و دیگه واسمون دارو نمیفرستن اشراف زاده هایی هم که بهمون قلات میدادن توی مشکل مالی افتادن تعداد زیادی از مردم مریض شدن و به دارو احتیاج دارن ممکنه به بقیه مردم هم سرایت کنه . + خب من الان میخوام به عنوان ملکه فرانسه ی پیشنهاد بهت بدم ^ چه پیشنهادی + خب حالا که آمریکا بهتون دارو نمیده خب فرانسه میده ^ یعنی من درست فهمیدم من الان قراره ازت دارو بخرم + نه مجانی ^ تو بهترینی + ممنونم حالا میتونیم با خیال راحت برقصیم اما اول درموردش با پدرت حرف بزن ^ البته بدون اجازه اون نمیشه کاری کرد . سر میز شام . $ اینو کی پخته خیلی خوبه . خون بالا میاره و سرفه میکنه . × پدر حالتون خوبه ^ پدر خوبی به طبیب خبر بدین # ارن ارن حالت خوبه . ارن مرد . & اون مرددده ! 😓😣 # نه نه نه نه + متاسفم حق با کناست . روز بعد . (صدا مردم ) روح پادشاه ارن در آرامش باشه < جسیکا درمورد ارن متاسفم # ممنونم ما ری یا ^ واقعا باورم نمیشه اون مرده فقط ی روز برای همینه که میگن تستر ی پادشاه همیشه باید پیشش باشه اون فقط ی روز نمی خواست کسی غذاش رو تست کنه و توی همین ی روز مرد . + درکت می کنم . * شاه جیمین وارد میشوند . ^ امروز پدر من به خاطر یک حماقت مرد میخوام بیشتر هواستون باشه . دیگه کسی اینجا نمیمیره . + چی شده چرا خبرم کردی ؟ # میخوام به مردم رسیدگی کنی بیشتر + من همین الان هم دارم بهشون رسیدگی میکنم # چهار روز دیگه تاج گذاریه و تو باید ملکه خوبی باشی + من با جیمین حرف زدم از این به بعد من دارو مردم رو تامین میکنم # باشه پس همینطور باش . دو روز بعد . (داخل حیاط روی پارچه نشستن در حال تخمه شکستن . کنا ، دیانا، جیمین ، هوسوک ، لولا ) + به پدرم نامه فرستادم تا یک روز دیگه دارو ها دم در قصر نشسته ^ آفرین به تو = از چه دارویی حرف میزنید ؟ × تو خبر نداشتی دیانا قراره بهمون دارو خیرات کنه = واقعا که اینجا بریدین دوختین به من نگفتین & هم دردیم به منم نگفتن اوف دخترم تو هم هی گریه نکن مگه من چهل دستم فرزندم # شما ها چقدر بی مسعولیت هستین با شما ها کاری ندارید مگه شما ها ملکه و شاه نیستید بجای رسیدگی به مردم اینجا نشستید و تخمه می خورید + درد شما رسیدگی به مردمه یا دنبال نخود سیاه فرستادن ما اگه ما به مردم رسیدگی کنیم به نام خودتون میزنید # متوجه ای چی میگی ؟ + متوجم برات سخت و آزار دهندس که به مردم رسیدگی کنی پس ما این کارو میکنیم ؟ چرا خودت کارایی که میگی رو انجام نمیدی ؟ # تو بجای تو روی من ایستادن یک جانشین به دنیا بیار اگه جیمین بدون فرزند بمونه فقط تقصیر توعه کنا رو نگاه کن زیر یک ماه حامله شد اما تو توی این همه مدت هنوز نتونستی ی فرزند به پسرم بدی ^ بسته نمیتونی اینطوری به دیانا توهین کنی . خوبی دیانا ؟ + من میرم ^ من برم دنبالش = اومد همه چیز رو خراب کرد انگار جیمین و دیانا حق استراحت رو ندارن . ^ دیانا خوبی ؟ + نه خوب نیستم حق با جسیکاست من هنوز حتی ی بچه هم ندارم ما یک ساله ازدواج کردیم ^ مگه تقصیر توعه شاید مشکل از منه چه معلوم + نگو تورو خدا پدر پنج تا بچه داره مادرت چهار تا بچه داره معلومه قضیه چیه . بهتره دیگه راجبش حرف نزنیم ^ نظر منم همینه . دو روز بعد . ^ امروز روز بزرگیه
- ۱۲.۵k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط