{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب و سکوت و تک ناله های مریضی کنج اتاق...

شب و سکوت و تک ناله های مریضی کنج اتاق...
نیمه های شب ، نه دم دم دمای صبح بود ...
دیدمت هستی - آنلاین - ...
بودی اما برای که ؟! نمیدانم ...
شاید بیدارتر از تمام روزهایی که بودی اما نبودی !!!
از این همه خفقان گلوم درد میکرد
و سرفه هایی که چند روزه امانم رو بریده...
خودم رو از تمام دنیای مجاز رها کردم
آرام آرام عکس لبخند کسی شروع به محو شدن کرد
-وقتی بودن آدمها به درد کسی نمیخورد
گور پدر تمام مجاز های بی مجاز ...!!!-
سکوتی محض لحظه ی برقرار شد
آرام قدم زنان در راهرو بیمارستان و فقط صدای پاشنه کفشم بود
که خبر از تنهایی بی واسطه ی میداد
یک لحظه هم همه ی یک اتاق با تند شدن قدم هام همراه شد
چشمانم به جمله روی دری افتاد که گروهی هراسان
و دوان دوان از آن بیرون می آمدند
- بیمار رفت ، اکسیژن ، شوک ...
دیگر دل دیدن مرگ کسی رو ندارم و...
(آ- سی- یو ( ( تورا می بینم )
یاد جمله ات افتادم ...
آن روز دوان دوان به سوی تو دویدم
-هوا، زندگی ، نفس ...
هیچوقت ندانستی که من فقط با نفس های تو جان می گرفتم
تمام خنده ای مصنوعیم فقط بخاطر همین جمله
به منحنی زیبایی میشد
که هرروز بی اراده میرفت رولبام ...
دیدگاه ها (۱)

جناب خدا نمیدونم کی اما یه روزی تموم شب بخیرهای پشت دیوار بل...

جناب خدا نمیدونم کی اما یه روزی تموم شب بخیرهای پشت دیوار بل...

شب و سکوت و تک ناله های مریضی کنج اتاق... نیمه های شب ، نه د...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید ـ داستان غم پنهانی من گوش کنی...

دردسرهای بچه داری پارت۶

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

پارت ⁷لحظه‌ای که داشت با غرورِ تمام از تسلطش حرف می‌زد، بهتر...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۸: ملاقات نصفه‌شبقصر شب‌ها عجیب ساکت می‌ش...

دختر و پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط