چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت14
و به من خیره شده بود خواستم ی تکون بخورم که انگار اون شیشه کامل رفته بود تو پاهام و ی لحظه حس کردم از درد نمی تونم نفس بکشم
که دیدم چند نفر اومدن کمکم

ویو نامجون
اون دختره کامل شیشه رفته بود تو پاهاش منو جونگکوک و تهیونگ رفتیم سمتش
نامجون:خوبین
جونگکوک:من معذرت می خوام حالتون خوبه
ات:منو لطفا بزارین یجا نمی تونم تکون بخورم
تهیونگ:باش لطفا ی لحظه وایسین
با پاهام شیشه هارو کنار زدم تا بتونه راه بره

ویو ات
شیشه ها رو کنار زد که بتونم راه برم ولی تا خواستم قدم بردارم پاهام دوباره درد گرفت
نامجون:فایده نداره باید اول شیشه هارو از توی پاهاتون دربیاریم
ات:باشه ولی ی چیزی بهم بدین تا بتونم بشینم
یدونه از اون بالشت های مبل بهم دادن که خودمو پرت کردم روش تا بشینم
جونگکوک:می خوایم شیشه هارو دربیاریم
ات:باشه فقط آروم
جونگکوک:باشه شما وایسین جعبه کمک های اولیه کجاس
ات:اون جا تو دکور
جونگکوک:باش
خب شروع کردن که آروم شیشه ها رو دربیارن
دیدگاه ها (۱)

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ۲ دیدگاه داستان:نیلسو رفت پیش جونگکوک و...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

#میکاپ_آرتیست_من

چند پارتی (درخواستی)

سناریو جونگکوک

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۰ات دست نامی و گرفت نشوند رو تخت ات: نامی من واقعا دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط