{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستانی سرد "کلاغ" غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه ، گوشت

زمستانی سرد "کلاغ" غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه ، گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند
 زمستان تمام شد و کلاغ مرد
 بچه هاش که نجات پیدا کردند ، گفتند :
آخیش خوب شد مرد ، راحت شدیم از این غذای تکراری
"این است واقعیت تلخ روزگار ما !
دیدگاه ها (۳)

...

بخونین قشنگه....بزرگ شدیم و فهمیدیم که دارو آبمیوه نبود!بزرگ...

ﮐﺎﺵ ﻣﺮﮐﺰ ﺍﻫﺪﺍﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ…ﺁﻧــــﮕﺎﻩ ﺗﻤــــــــــﺎﻡِ ﺟﻮﺍﻧــ...

ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ!! ؟؟؟ﯾﺎﺩ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﻗﺮﺍ...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

شروع ✨کامیل که هنوز سر پا بود قدم هاشو سریع برداشت و خودشو ب...

part 145رو تخت خوابیده بود و چویا آروم موهاشو نوازش می‌کرد.ن...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟖بعد از شامی که خوردن توی حیاط ویلا که ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

غر غر می‌کرد همین باعث شد سانزو از خواب بیدار بشه. و قهقه ای...

شروع ✨از همین الانم خودشو پشت روندن ماشین سیستم آخر به سمت گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط