{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه
گوشت بدن خودشو میکند و و میداد به جوجه هاش میخوردند.
زمستان تموم شد و کلاغ مرد!!!!
اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی ،،خوب شد مرد راحت شدیم از این غذای تکراری!!!!!
این است واقعیت تلخ روزگار ما.........
دیدگاه ها (۶)

شبیه شمع که خیلی نجیب میسوزد دلم برای تو گاهی عجیب میسوزد دل...

نه تک درختی می توان بوددر خشکی کویرونهپرنده ی تنهاییدر تنگی ...

محبت را نوشتم نامه کردم.....به یادت من نوشتم ناله کردم.....ن...

در سایه درختی که یک نفر جا داردتو بمان....من به زیر آفتاب ما...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

part 145رو تخت خوابیده بود و چویا آروم موهاشو نوازش می‌کرد.ن...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

شروع ✨کامیل که هنوز سر پا بود قدم هاشو سریع برداشت و خودشو ب...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟖بعد از شامی که خوردن توی حیاط ویلا که ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

غر غر می‌کرد همین باعث شد سانزو از خواب بیدار بشه. و قهقه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط