دست هایت ماندنی نیست...
دست هایت ماندنی نیست...
نوازش هایت شبیه موج ها از این ساحل
از تنم می رود..بر می گردد...
می رود...بر می گردد....
دلم می خواهد به ایستم رو به رویت و بگویم:یا برو...یا برگرد...
اما مگر زیبایی این قصه به همین رفتن و آمدن ها نیست؟...
می ایستم در برابر دلم...
و می گویم:صبر کن!..بر می گردد...
نوازش هایت شبیه موج ها از این ساحل
از تنم می رود..بر می گردد...
می رود...بر می گردد....
دلم می خواهد به ایستم رو به رویت و بگویم:یا برو...یا برگرد...
اما مگر زیبایی این قصه به همین رفتن و آمدن ها نیست؟...
می ایستم در برابر دلم...
و می گویم:صبر کن!..بر می گردد...
- ۲.۳k
- ۱۵ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط