{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را
دیدگاه ها (۲)

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده ...

در مذهب عاشقان قرار دگر استوین باده ناب را خمار دگر استهر عل...

بی روی او به دنیا یک ذره نیست میلی از وقت رفتن او خی...

در نگــاهت خـــوانــده ام غـــرق تمنایی هنوز گر چه...

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

مردی که در کنارم بود

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

p¹ویو هانا-امروز مادربزرگ بهم گفت که یه مهمونی برگزار کرده و...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

منو ببخش پارت ۳

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

I'm not jealous part 31پشت سرش وایستادم و دستمو روی شونه اش ...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط