تنها

یه روزی منم یکیو داشتم که اومد و دردهامو شنید و با دلم همدرد شد با بودنش داشتم کم کم دردامو فراموش میکردم تا که رفت. درست مثل رفتن جون از بدن. نه تنها دردام خوب نشد.. به تنهایی درد موندگاری هم شد توی دلم...🙂
دیدگاه ها (۲)

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 غمت نباشه ابجی گلم قربون اشکات برم ی زما...

پارت ۴ (سرنوشت)

برده عمارت جئون

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

تولدم مبارک...🎂🤍امروز چهارده‌ساله شدم؛ چهارده سال زندگی، با ...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط