پناه میبرم از خودم به خانه از خانه به تو از تو به شعری که
پناه میبرم از خودم به خانه از خانه به تو از تو به شعری که هنوز نگفته ام
در سایه ات دراز میکشم و دانه ی اناری در سرم جوانه میزند
شعر عاشقانه ای از کتاب تازه
نبودنت چسبیده است به من نه مثل چیزی از بیرون همچون عضوی تازه که از درون روییده است....
.
آنقدر مست که اندوه جهانم برود...
در سایه ات دراز میکشم و دانه ی اناری در سرم جوانه میزند
شعر عاشقانه ای از کتاب تازه
نبودنت چسبیده است به من نه مثل چیزی از بیرون همچون عضوی تازه که از درون روییده است....
.
آنقدر مست که اندوه جهانم برود...
- ۷۲
- ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط