وَقتیـ یِکیـ اَز زِندِگیتـ میرِهـ بیرونـ ...

وَقتیـ یِکیـ اَز زِندِگیتـ میرِهـ بیرونـ ...
• نَهـ شُعـآر بِدِهـ :
• گـورِ بآبآیـِ قَبلیـآ ...
• سَلآمـ میـ کُنَمـ بِهـ بَعدیـآ ...
• نَهـ فُحشـ بِدِهـ :
• گـورِ بآبآشـ ، رَفتـ بِهـ دَرَکـ ...
• نَهـ اَدآ دَر بیـآر :
• نَبآشیـ دوستآمـ هَستَنـ وَ ...
• فَقَطـ اونـ قَـدر بـآ خوشیـ زِندِگیـ کُنـ
• کِهـ بَرگَردِهـ ...
• وَ بِهِتـ بِگِهـ :
• میشِهـ یِهـ فُرصَتـِ دوبآرِهـ بِهِمـ بِدیـ ؟!
#Atiiii#@
دیدگاه ها (۹)

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

KIM V

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

My lovely neighbor part : ۶۹

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

رمان انتقام ازدواج کامل

زیبای کوچک فریبکار

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 11#لینو #فیکشنلونا هنوز منتظر جواب ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط