{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرم

افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرم
گم گشته ی پهنایِ کـــویرم که اسیرم
بیــزارم از این زندگیِ بی سرو سامان
از مــزه ی این واقعه سیرم که اسیرم
در عصر تجـدد شده ام غـرق خرافات
در وسعـت اندیشه فقیــرم کـه اسیرم
گوشم شده دروازه ی هــر ساز بدآواز
درگیــرِ صدای بـم و زیـرم کــه اسیرم
جـــایی کـه نباشد نفسی بالِ پـریــدن
هــر ثانیــه بایـد بپـذیــرم کــه اسیرم
ای خاک پناهم بده از مهـر و عطوفت
یک لحظه در آغوش بگیرم که اسیرم
وقتی مـــنِ دل خسته نبینم عسلم را
باید که همان لحظه بمیرم کـه اسیرم
دیدگاه ها (۹)

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

امشَب بَغلَم کُن کَمے آرام بِگیرَمآنقَدر فِشارَم بِدِه اَصلا...

امشب بغلم کن کمی آرام بگیرمآنقدر فشارم بده اصلاً که بمیرماین...

امشب بغلم کن کمی آرام بگیرمآنقدر فشارم بده اصلاً که بمیرماین...

اِمشَب بَغلَم کُن کَمے آرام بِگیرَمآنقَدر فِشارَم بِدِه اَصل...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم ...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم ...

امشب به سرم زد که در آغوش،بمیرممحکم بغلم کن که ازین فاصله سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط