چندیست که در دام نگاه تو اسیرم

چندیست که در دام نگاه تو اسیرم
درگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم

هر توبه که مستلزم نشکسته شدن نیست
این عشق خطاییست که باید بپذیرم

در راه پر از برکه و مرداب و تباهی
صد شکر به دریای تو افتاده مسیرم

خوشبخت ترینم اگر امشب بگذاری
از گوشه ی لب های ترت بوسه بگیرم

من آدمک برفی و تو شعله ی عشقی
راضی شدم امشب که به یک بوسه بمیرم
دیدگاه ها (۵)

سوخته را آتش زدن دیگر چه معنا میدهد...مرده راخنجرزدن یارب چه...

حلقه چشمم اگر درگیرِ چشمانت نبوداین همه حسِّ بهاری زیرِ بارا...

قدم اهسته بردار ,زیر پایت یک دل استیک دل پر خون زما,افتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط