ببین کارم به کجا رسیده که به خاک حسادت می کنم، ای کاش خاک

ببین کارم به کجا رسیده که به خاک حسادت می کنم، ای کاش خاک می شدم و من تو را در آغوش می گرفتم.
لعنت به روزی که خبر بیماریت را شنیدم، لعنت به پاییز که ثابت کرد فصل جدایی و رفتن است، لعنت به روزی که به کنسرتت نیامدم، لعنت به من، لعنت به این بغض که نه میشکند نه خفه ام می کند
#پاشایی #مرتضی_پاشایی #morteza_pashaei
دیدگاه ها (۱)

part:5{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

Eleven

ببین کارم به کجا رسیده که به خاک حسادت می کنم، ای کاش خاک می...

رسمی: جدایی ژاوی از بارسا به مقصد السد قطر ژاوی هرناندز دقا...

جراحت جدایی

تک پارتی تسلیم عشق شد ویو یونگی: من انتقامم ازت می گیرم دخت...

آبنبات تلخ

دو پارتی تهیونگ

کوک : آره آره نامجون : حتماً ( حالت تیکه)جیمین : ولی خیلی دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط