{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو از بنفشۀ شب

چو از بنفشۀ شب
بوی صبح برخیزد
هزار وسوسه در جان من برانگیزد
کبوترِ دلم،
از شوق می‌گشاید بال
که چون سپیده به آغوش صبح بگریزد
#فریدون_مشیری #ازدواج #مدل_لباس
#جذاب #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

#بفرست_براش♥ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ❤️ماه‌گُلیم... صبح شروع عاشقیستپس عاشقان...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

عاشقانه های شبنم

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط