نفس کشیدن از جایی سخت می‌شه، که نخوای با سرنوشتت کنار بیا

نفس کشیدن از جایی سخت می‌شه، که نخوای با سرنوشتت کنار بیای. اونجاست که می‌فهمی جنگیدن با تقدیر، آدم رو افسرده می‌‌کنه.
یه روزی که خیلی هم دور نیست، می‌شینی زندگیت رو جمع و تفریق می‌کنی و می‌بینی، یه عالمه آرزو روی دستت مونده. با یه دنیا حرف که توی این سالها، دونه‌دونه توی خودت ریختی.
ظلم یعنی، «تقدیرِ»آدمایی که سهم هم نبودن، اما خیلی اتفاقی به هم برخوردن، تا با یه دنیا حسرت اسم همدیگه رو به گور ببرن.

#پویا_جمشیدی
دیدگاه ها (۲۱)

بدو بخون رمان جدیددددددد### 🎬 معرفی‌نامه‌یِ رمان: «آسانسورِ ...

‍خلاصه لایو تولد نامجون(pt²):🐨:الان ۳۲ سالمه. وقتی برای اولی...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

‍خلاصه لایو تولد نامجون(pt²):🐨:الان ۳۲ سالمه. وقتی برای اولی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ____________________مقدمه...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

سناریو دازای

Black pink 2026,10,23. , ۱۴۰۵,۸,۱

پازت ۱۴بعد از مدرسه دامیال منتظره انیا هست و انیا میرسه دامی...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط