تو جان جان افزاستی

تو جان جان افزاستی
آخر ز شهر ماستی
دل بر غریبی می‌نهی
این کی بود شرط وفا

خلقی نشسته گوش ما
مست و خوش و بی‌هوش ما
نعره زنان در گوش ما
که سوی شاه آ ای گدا

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۲)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانیتو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 55لیویا صداش رو بالا...

حماسی

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلاجان گفت ای نادی خوش اهل...

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ماانا فتحنا الصلا بازآ ...

ای از ورای پرده‌ ها تاب تو تابستان ماما را چو تابستان ببر دل...

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ماانا فتحنا الصلا بازآ ...

باز امشب این دلم دست نیازش سوی توستاو خمار چشم مست و آن خم ا...

ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جداگر بدآن شادی که دور از تو ...

دوش من پیغام کردم سوی تو استاره راگفتمش خدمت رسان از من تو آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط