{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا
سمعا و طاعه ای ندا هر دم دو صد جانت فدا
یک بار دیگر بانگ زن تا برپرم بر هل اتی
ای نادره مهمان ما بردی قرار از جان ما
آخر کجا می خوانیم گفتا برون از جان و جا
از پای این زندانیان بیرون کنم بند گران
بر چرخ بنهم نردبان تا جان برآید بر علا
تو جان جان افزاستی آخر ز شهر ماستی
دل بر غریبی می نهی این کی بود شرط وفا
آوارگی نوشت شده خانه فراموشت شده
آن گنده پیر کابلی صد سحر کردت از دغا
این قافله بر قافله پویان سوی آن مرحله
چون برنمی گردد سرت چون دل نمی جوشد تو را
بانگ شتربان و جرس می نشنود از پیش و پس
ای بس رفیق و همنفس آن جا نشسته گوش ما
خلقی نشسته گوش ما مست و خوش و بی هوش ما
نعره زنان در گوش ما که سوی شاه آ ای گدا
دیدگاه ها (۱)

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه ای تا ...

دشمن خویشیم و یار آنکه ما را می کشدغرق دریاییم و ما را موج د...

هرگز نشود قلبی بی درد و رها باشد گر بود چنین قلبی از عقل جدا...

سلام ای روح عزت،تجلی شهامتسلام ای کوه صبر و،وقار و استقامت ف...

نخستین تصاویر از داخل خودروی حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط