{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#قمار_عشق

#قمار_عشق
#فیک
part: 17
دستمو لای موهاش فرو بردم و به خودم چسبوندمش
میخواسمتم امشب تا اوج لذت ببرمش
منو خوابوند زیرشو چراغ قرمز مخصوص راب||طه رو روشن کرد
و بقیهی چراغ هارو خاموش کرد
لباسامو تک به تک در. اورد
(بچه ها اگه دوس ندارین نخونین چون اسمارت رو میزارم)
منم لباسای اونو خیمه زد روم و گردنمو به بازی. گرفت
کوک: هنوزم مزه ی اول رو میده
و لیسی به گردنم زد که حس شهـ*ـوت بهم دست داد اروم گردنشو چنگ زدم که اومد بالا و ل..ب پایینمو به بازی گرفت
اینبار من پیش قدم شدم زبونمو بردم نو دهنش و لب بالاشو گاز گرفتم
از لبام دل کند و رفت پایین سی||نه هامو تو دستش گرفت و فشار داد با نوک سی||نه هام بازی میکرد و باعث مبشد بیتشر از قبل تحر||یک بشم رفت خیلی پایین تر که نفصم قطع شد انگشت فاکـ**ـشو مالید به پــ**ـوصیم (من توبه کرده بودم 😂)
پاهامو از هم با~ز کرد و نشست، لای پاهام
دیـ**ـکش خیلی بزرگ شده بود
بر خلاف تصورم با نفس داغی که به پوس||یم خورد نفسم قطع شد
زبونشو رو پوس**یم کشید
اولاش اروم بود ولی بعد تند تند شروع به خور|دن کرد
ازلذت ملافه رو چنگ زدم
ا. ت: احح د|د|ی اروم تر اح د... د|د|ی
بچه ها پارتش طولانی شد دو پارتش کردم 🙃
دیدگاه ها (۷)

پارت ۸

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 013"""""""""""""""""""""""""""""""...

دید پنهان انفجار اشکار

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

ادامه‌ی پارت ۱۷ (بازی واکس)نیمه‌های شب بود. سکوت راهروی سنگی...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁵درحال بررسی بمب بودم که یهو صدای دوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط