{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──
نـقــاب¹¹⁵
درحال بررسی بمب بودم که یهو صدای دویدن یکی باعث شد برگردم.
رزا بود.
چهره‌ش هنوز رنگ نداشت.
_رینا..
+کای چی گفت؟
رزا گوشی رو از جیب لباسش بیرون آورد و گفت:میگه داره سعی می‌کنه وارد سیستمش بشه
نفسم رو آهسته بیرون دادم.
+چقدر وقت داریم؟
چند ثانیه سکوت کرد.
بعد با صدای لرزون گفت:کمتر از چیزی که فکر می‌کردیم
قلبم فرو ریخت.
صدای گوشی رزا بلند شد.
صدای کای از اون طرف خط می‌اومد.
_رینا،گوش کن..من از اینجا به سیستمش دسترسی دارم
چشم‌هام رو به دستگاه دوختم و گفتم:پس راهنماییم کن
کای چند ثانیه سکوت کرد..
_رینا،فقط به علامتی که می‌گم توجه کن وقتی گفتم،اون کنترل رو فشار بده
نگاهم روی صفحه‌ی کوچکی که کنار دستگاه بود ثابت موند.
چند لحظه گذشت.
بعد کای گفت:الان!
دستم رو جلو بردم و کنترل رو فشار دادم.
هیچ اتفاقی نیفتاد.
بعد. از چند ثانیه سکوت صدای کوتاهی از دستگاه بلند شد.
رزا نفسش رو حبس کرد.
من هم تکون نخوردم.
کای با صدای آروم گفت:هنوز تموم نشده
قلبم فرو ریخت.
با صدای لرزونم گفتم:کای..
_یه مرحله دیگه مونده
دستم دوباره لرزید.
+بگو چی کار کنم
صدای کای جدی‌تر شد.
_به من اعتماد کن
چشم‌هام رو بستم.
بعد آروم بازشون کردم.
+اعتماد دارم
چند ثانیه بعد، کای گفت:حالا
دستم رو روی کنترل گذاشتم و فشار دادم.
این بار..
چراغ دستگاه خاموش شد.
صدای هشدار قطع شد.
چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.
بعد با ناباوری گفتم:کای؟
صدای نفس راحتش از اون طرف خط شنیده شد.
_خنثی شد
رزا با چشم‌های پر از اشک دستشو گذاشت. جلوی دهنش و گفت:خدایا..
دستم رو روی سینه‌م گذاشتم.
پا‌هام هنوز می‌لرزید.
اما لبخند خیلی کوچیکی روی لبم نشست.
_ریـنـا
صدای بلند جونگ‌کوک بود.
با چشم های به خون نشسته و نگران وارد آشپز خونه شد.
رزا با دیدن جونگ‌کوک سرش رو پایین انداخت و سریع از اشپز خونه زد بیرون.
جونگ‌کوک همینطور که نگاهش رو روی من قفل کردن بود به سمتم قدم برداشت و محکم بغلم کرد.
_تو..چرا همش میخوای قهرمان باشی؟...

#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#نقاب#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
دیدگاه ها (۵۱)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁴ویو: اتچند ساعت گذشته بود.هنوز ر...

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط