{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.. فروغی بسطامی

.. فروغی بسطامی
فُروغی بَسطامی (زادهٔ ۱۲۱۳ در کربلا – درگذشتهٔ ۲۵ محرم ۱۲۷۴ در تهران) از غزل‌سرایان دوره قاجار بود. او شاعر معاصر سه تن از پادشاهان قاجار بود: از زمان فتحعلی شاه نامور گشت،
غزلی از زنده یاد...
 
نازم خدنگ غمزهٔ آن دل‌پذیر را
کر وی گزیر نیست دل ناگزیر را
مایل کسی به شه‌پر فوج فرشته نیست
چندان که من ز شست دل‌آرام تیر را
منعم ز سیر صورت زیبای او مکن
از حالت گرسنه خبر نیست سیر را
وقتی به فکر حال پریشان فتاده‌ام
کز دست داده‌ام دل و چشم و ضمیر را
مقبول اهل راز نگردد نماز من
گر در نظر نیاورم آن بی‌نظیر را
فرخنده منظری شده منظور چشم من
کز جلوه میزند ره چندین بصیر را
شد گیسوان سلسله مویی کمند من
کز حلقه‌اش نجات نباشد اسیر را
تا باد صبح دم زد از آن زلف و خط و خال
آتش گرفت عنبر و عود و عبیر را
هر دل که شد به گوشهٔ چشم وی آشنا
یک سو نهاد گوش نصیحت پذیر را
بوسی نمی‌دهد به فروغی مگر لبش
بوسیده درگه ملک ملک گیر را
زیب کلاه و تخت محمد شه دلیر
کار است ملک و ملت و تاج و سریر را
دیدگاه ها (۵)

تماشای جنون از:.....ً. فروغی بسطامی.ازغزلهای زیبای روانشاد.....

....

...

عکس از راست :ضرب افتتاح ..کمانچه بهاری تار جلیل شهناز .........

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد ج...

نخست نغمهٔ عشاق فصل گل این استکه داغ لاله رخان به ز باغ نسری...

مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشدزیرا به پیش دریا ماهی حقیر با...

صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها راکه کسی نشکند این گونه صف اعدا...

تا اختیار کردم سر منزل رضا رامملوک خویش دیدم فرماندهٔ قضا را...

اگر دستی کسی سوی من آردگریزم از وی و دستش نگیرمبه چشمم بنگرد...

یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نيستعشق اگر خيمه زند ملک ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط