گرچه آنچه چشم و دل میتواند بگوید زبان از اظهارش عاجز و نا
گرچه آنچه چشم و دل میتواند بگوید زبان از اظهارش عاجز و ناتوان است ولی در آن شب سخت و دیرگذر که تو با چشمانی اشکبار مرا ترک کردی بر آن شدم که اولین و آخرین نامه عشق را برایت بنویسم.
این نامه نه عنوانی داشت و نه پایانی. از شروع سطور اولیه آن غم و اندوه و اشک و حسرت بخوبی نامه را تحت تاثیر قرار داده بود.
جملات این نامه در برابر دیدگان رنجور و خون آلود من به سرعت برق میرقصیدند. عجیب آنکه کلمات بهر حالی که میافتادند نام تو را و شکل تو را نمایش میدادند. نامی که برای ابد در قلب من نقش بسته و شکلی که چون سایه همیشه مرا تعقیب میکند.
من این نامه را برای خداحافظی همیشگی مینوشتم این چیزی بود که تو خواسته بودی ولی باور کن که حروف و کلمات و جملات در پی هم قرار نمیگرفتند. خواستم بنویسم سعی میکنم بدلخواه تو فراموشت میکنم...... ولی کلمات این طور بر روی کاغذ نقش می بست! سعی میکنم بدلخواه تو فراموشت نکنم.
میخواستم بنویسم این عشق لعنتی را بدور میافکنم و قلب پر از حرارت خود را بسختی میشکنم و به آه و ناله او توجهی نمیکنم...... جملات اینگونه بر روی کاغذ میرقصیدند: این عشق عزیز و آسمانی را هرگز بدور نمیافکنم و قلب پر از حرارت خود را برای همیشه بتو میسپارم.
سعی و کوشش من برای پایان دادن به این نامه به جایی نرسید آنرا برای هزارمین بار پاره کرده بدور افکندم آخر چه کنم این کار یعنی فراموش کردن تو برایم هرگز میسر نیست.
این نامه نه عنوانی داشت و نه پایانی. از شروع سطور اولیه آن غم و اندوه و اشک و حسرت بخوبی نامه را تحت تاثیر قرار داده بود.
جملات این نامه در برابر دیدگان رنجور و خون آلود من به سرعت برق میرقصیدند. عجیب آنکه کلمات بهر حالی که میافتادند نام تو را و شکل تو را نمایش میدادند. نامی که برای ابد در قلب من نقش بسته و شکلی که چون سایه همیشه مرا تعقیب میکند.
من این نامه را برای خداحافظی همیشگی مینوشتم این چیزی بود که تو خواسته بودی ولی باور کن که حروف و کلمات و جملات در پی هم قرار نمیگرفتند. خواستم بنویسم سعی میکنم بدلخواه تو فراموشت میکنم...... ولی کلمات این طور بر روی کاغذ نقش می بست! سعی میکنم بدلخواه تو فراموشت نکنم.
میخواستم بنویسم این عشق لعنتی را بدور میافکنم و قلب پر از حرارت خود را بسختی میشکنم و به آه و ناله او توجهی نمیکنم...... جملات اینگونه بر روی کاغذ میرقصیدند: این عشق عزیز و آسمانی را هرگز بدور نمیافکنم و قلب پر از حرارت خود را برای همیشه بتو میسپارم.
سعی و کوشش من برای پایان دادن به این نامه به جایی نرسید آنرا برای هزارمین بار پاره کرده بدور افکندم آخر چه کنم این کار یعنی فراموش کردن تو برایم هرگز میسر نیست.
- ۹۰۰
- ۱۱ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط