دلم لک زده

دلم لک زده
مشهد...
نیمه‌های شب
روبروی ایوان طلا
روی فرشهای دوست داشتنی صحن...
خیره به گنبد طلا
نسیم خنک
و اشکُ... اشکُ... اشکُ...
و یک آرزو
خوش به حالت کبوتر ...
دیدگاه ها (۸)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

ازدواج اجباری

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

چند پارتی بازی ممنوع

......//برده ی زیبا//......

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

the end-part 2

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

part : 12دیوید به من نگاه کرد و با نگرانی گفت÷ هی .... ببینم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط