I'm not jealous

I'm not jealous
part 42
نفس های داغشو کنار گوشم احساس میکردم
یهو با صدای گرفته ای گفت

_دوست داری برات چکار کنم؟

اگه بگم الان انتظار داشتم ببوسیم هول به نظر میام؟
یهو به خودم اومدم و چشمام باز کردم و دستمو روی لبام گذاشتم
من چم شده بود؟
چطور تونستم همچین فکری کنم
متعجب به خودم نگاه کردم که قهقه ای زد
ای جوننننن عشقم تو فقط بخند
دنیا با لبخند تو قشنگه
الهی همه ی دخترای مدرسه فدات بشن

_نکنه انتظار داشتی که؟...


میدونستم از قصد ادامه نداد
خب هر کی بود فکر بد میکرد تقصیر من چیه؟
اهمی کردم و گفتم

+خب دیگه بریم

بعد راه افتادم

_این یعنی آشتی ؟

+هر جور دوست داری فکر کن

بعد به سمت فراری سیاهی که اون طرف پارک،پارک شده بود رفتم و جلو نشستم
اصلا هم پر رو نیستم
الان اگه عقب می شستم اون دیالوگ کلیشه ای رمان ها رو می شنیدم

دهنم و کج کردم و گفتم

+فکر کردی من راننده اتم؟

یهو در سمت راننده باز شد و جونگکوک نشست
و نگاه عاقل اندر سفیرانه ای بهم انداخت
قبل از اینکه شمشیر رو غلاف کنم گفت

_باشه..من تسلیم

+کاش وقتی که توی تختم هستیم هم همینو بگی
دیدگاه ها (۲۱)

مافیای من

طنز روزگار اینکه سمت چپیه به سمت راستی ها میگه اقلیت :)یک مق...

داداشا ابجیا شاهکار براتون اوردممممماون فیک قبلی حمایت نشد و...

پارت ۱۰

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

My professorChapter:2Part:110چند ساعتی از شروع مهمونی گذشته ...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت12دیدم اعضا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط