وقتی مافیا بود

وقتی مافیا بود
پارت ¹⁶
قرار بود فردا بزارم ولی خوب 🥲💤
ادیمن ویو
میریم تو اتاق ات و کوک :)
+ اووه چقدر اتاقت قشنگه
× دقیقا مثل توعه
+ یاااا اینقد دلبری نکن
× چشممم خانومم
+ من میرم حموم
× بیب تو مگه همین الان حموم نبودی؟
+ خب اونموقع مست بودم یک و دو اینکه اصلا خودمو خوب نشستم
× و؟
+ همین دیگه مستر جئون
× مستر جئون؟ خوشم اومداا
+ بایدم خوشت بیاددد من میرم حموم
× منم میشه بیام؟
+ برا چی؟
× همینجوری
+ خوب..... باشه بیااا
× اومدممم
+ وایسا من لباسامو درارم
× منممم ( یا ابلفضلللل )
+ من اول خودمو بشورم به نظرم برم بیرون بعدش تو بشور باشه؟
× نه
+ چرا؟
× با هم
+ جونگ کوکاا
× همین که هس
ات و کوک بدون اینکه کار به جاهای باریک کشیده شه خودشونو شستن و اومدن بیرون
+ خیلی سردمه
× بدو لباس بپوش سرما میخوریاا
+ اینجا لباس هستش؟
× بیا اینو بپوش
+ لباس خوابش زیادی بازه آخه
× اشکالی ندارههه
+ باشه میپوشمش
× آفرررییین
..................................
+ خوب شد؟
× آره اندازه‌تم هستش
+ من میخوام بخوابمم
× شامم؟
+ شام نمی‌خورمم
× بیب پاشو ضعف میکنیاا
+ نههه میخام بخوابم
× خودت مجبورم کردی
کوک رفت پایین و یه سینی بزرگ پر از غذا برای ات آورد
+ کوکک چه خبر غذاعههه؟
× گشنته هیچی نخوردی
+ باشه میخورم تو هم بیا بخور
× می‌میاممم با کمال میییل
۳۰ دقیقه بعد...
+ وایی خیلی خوردم
× منم
+ وایسا من سینی رو ببرم پایین
× مواظب باش
+ باشه
ات ویو
سینی رو برداشتم و به اجوما دادم که یهو صدای شلیک شنیدم و جیغ زدم
× کسگیی چطور ( شلیک کرد )
کوک ویو
یکی از کسایی که ازشون متنفرم اومد همه جای خونه رو به هم ریخت و داد میزد منم عصبانی شدم و یه شلیک خالی کردم که یهو صدای جیغ بلندی شنیدم.
+ ( نفس نفس میزنه و روی زمین افتاده )
× ات ات بلند شو
+ ب..بریم ا..ت..اق
× باشه بریم بریم آروم باش
( رفتن بالا )
× ات خوبی ؟
+ خ..خوبم
× چیشد؟
+ ت..ترسیدم چیزی شده باشه
× آروم باش عروسکم چیزی نیست ( سر ات رو بوس کرد )
+ جونگ‌کوک
× جانم
+ میشه دیگه لطفا آدم بی‌گناه رو نَکشی؟
× بی‌گناه؟ ( پوزخند ) اون مرد شیبال‌سکی بابامو کُشت
+ متاسفم.
× تقصیر هیچ کسی جز اون نیست نمیتونستم بکشمش چون اونا هم مافیان ولی از ما ضعیف ترن ولی به هر حال نمیتونستیم اونا رو بکشیم ولی الان راحت شدم
+ ( کوک رو بغل کرد )
+ بیا بخوابیم
× باشه
+ ( لباشو غنچه کرد )
× ( بهش زل زد )
+ ( اخم کرد )
× ( آروم لبشو بوسید و خندید )
+ شب بخیرر
× شب تو هم بخیر گرل خوب بخوابی



پارت ¹⁷ به زودی:)
دیدگاه ها (۰)

سناریو #BTS وقتی سرما میخوری و حالت بدهنامی: بیا داروهات رو ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت ۲۶

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط