°سناریو°

وقتی خوابی و میبوسنت و تو بیدار میشی🥲😆🙈






نامجون: اب دهنشو قورت میده و با استرس و لبخندی که نمیتونه جلوشو بگیره دستشو به موهاش میکشه و میگه: آه....ببین...چیزه...خب....معذرت میخوام دست خودم نبود خیلی خوشملی بیب:))




جین:چیزه خب...از خدات باشه که لبای هندسامو داری حس میکنی یو نو؟؟!




یونگی:خمار نگات میکنه و با زبونش لپشو میده بیرون بعد یهویی ادامه میده




جیهوپ: خجالت میکشه و خندش میگیره زود خودشو به خواب میزنه




جیمین: در حالی که از خجالت لپاش سرخ شده میخنده و سرشو زیر پتو میبره




تهیونگ: تا میبینه بیدار شدی روت خیمه میزنه و سرشو میبره تو گرنت و زیر گوشت میگه، خوب موقعی بیدار شدی




جونگ‌کوک: خنده ی خرگوشی ولی بعدش جدی میشه و اروم میگه :میشه ادامش بدم؟!




های گایز هممم یه مدته کم پیدا بودم به اونایی که برا پارت جدید فیک کوک پیم میدن باید بگم منتظرم تا شرطا برسه بعد میزارم لایک و فالو فراموش نشه آرمی؛) دارلینگگگ
دیدگاه ها (۴)

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

رمان نوشتوم

پارت ۳۸

تکپارتی جونگ کوک

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۶: «صبح» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آ...

ریدم این اهنگه چقدر به ایچیگو میاد_😭✨چقدر امروز عن بود چقدر ...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط