{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفید و سیاه🤍🖤

سفید و سیاه🤍🖤

# قسمت ۲۶: «صبح» 🤍🖤

**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آکوتاگاوا - سپیده‌دم**

آتسوشی آروم چشماشو باز می‌کنه. هوا هنوز نیمه‌تاریکه.

یه لحظه گیج نگاه می‌کنه، بعد یادش میاد دیشب اینجا خوابش برده.

برمیگرده... و خشکش میزنه.

آکوتاگاوا کنارش خوابیده. اون چهره‌ی همیشه سرد و جدی، الان کاملاً آرومه. اخماش باز شده، نفس‌هاش منظم و آرومه. موهای مشکیش ریخته روی صورتش.

آتسوشی چند ثانیه فقط نگاهش می‌کنه.

**آتسوشی:** *(با خودش، زمزمه)* اینقدر... آرومه.

---

آتسوشی آروم دستشو میاره بالا و موهای آکوتاگاوا رو از صورتش کنار میزنه. قلبش گرم میشه.

**آتسوشی:** *(زیر لب)* ریونوسوکه... وقتی اینجوری هستی خیلی...

آکوتاگاوا چشماشو باز می‌کنه. چشم تو چشم میشن.

آتسوشی مثل لبو قرمز میشه، دستشو سریع عقب میکشه.

**آتسوشی:** *(دستپاچه)* ب... بیدار شدی؟!

آکوتاگاوا چند ثانیه بدون هیچ حرفی نگاهش می‌کنه. بعد آروم دستشو میاره بالا و دست آتسوشی رو میگیره - همون دستی که عقب کشیده بود - و دوباره میذاره روی صورتش.

**آکوتاگاوا:** *(زمزمه، چشماش هنوز نیمه‌بازه)* ادامه بده.

آتسوشی قلبش داره از سینه‌ش میزنه بیرون. ولی آروم انگشتاشو روی گونه‌ی آکوتاگاوا حرکت میده.

**آتسوشی:** *(آروم)* صبح بخیر ریونوسوکه.

**آکوتاگاوا:** *(زمزمه، چشماشو میبنده)* ...صبح بخیر آتسوشی.

**پایان قسمت ۲۶**🤍🖤
دیدگاه ها (۴)

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۵: «شب دوتایی» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپار...

این دقیقا خود رفیقمههه🤣🤣🤣🤣🤣

سفید و سیاه🤍🖤پارت هفدهم⚡️# قسمت ۱۷: «اسمم رو صدا کن» 🤍🖤**صحن...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۳: «شب بارونی» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط