{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سربازی که از میوه های باغ پسر محمد رضا شاه نمی خورد

سربازی که از میوه های باغ پسر محمد رضا شاه نمی خورد
غلامعلی خیلی مواظب لقمه حلال بود

برش اول:
توی دوران سربازی شده بود راننده قریب؛ پیشکار شاپور غلامرضا پهلوی. همراه او می‌رفت سرکشی باغ‌های غلامرضا پهلوی.

توی باغ لب به چیزی نمی‌زد، آن‌قدر که بالاخره یک روز صدای غریب درآمده بود که «همه به من التماس می‌کنند اجازه بدم از میوه‌های باغ ببرند؛ ولی تو حتی میوه‌هایی که خودم برات کنار می‌ذارم رو هم برنمی‌داری ببری؟!»

برش دوم:
با قریب رفته بود کاخ شاپور غلامرضا، موقع ناهار رسیده بودند. آقای قریب او را برده بود آشپزخانه و سفارش کرده بود که هر چه می‌خواهد بهش غذا بدهند. آن روز مهمانی بود و آشپزخانه پر از غذا و دسر های مختلف.

بعدها به مادرش تعریف کرد که: «غذای آن روز از گلوم پایین نرفت. رفتم تو کوچه پس کوچه‌های نانوایی پیدا کردم یه نون خریدم و کمی پنیر و انگور. نشستم کنار جوی آب و جای شما خالی ناهارم رو خوردم».

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
منبع : سایت برش ها
دیدگاه ها (۰)

امام سیدمجتبی خامنه‌ای حفظه الله تعالی: 🌷برای شهدای🇮🇷مظلوم و...

🍂 بعضی صداها هرگز خاموش نمی‌شوند؛ در حافظهٔ تاریخ می‌مانند و...

در روزگاری که واژه «مقاومت» بیش از هر زمان دیگری معنا می‌یاب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

🖤ای گرمی ایـن روزهایِ سـرد، برگرد  🖤        🖤 ای سرخی گلهایِ...

سلام به همه همراهان عزیز

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۹ | «آشپزخانه دوباره به ج...

آسمان امن از خاک تا افلاک

خانه پیامبر(ص) کجاست؟ شاید اگر امروز از ما بپرسند، نشانی کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط