آرام باش عزیز من...
آرام باش عزیز من...
آرام باش...
حکایت دریاست زندگی...
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می رویم،
چشم هایمان را میبندیم همه جا تاریکیست...
ارام باش عزیز من، ارام باش
دوباره سر از اب بیرون میاوریم و تلالو افتاب را میبینیم
زیر بوته ای از برف، که ایندفعه
درست از جایی که تو دوست داری طالع میشود...
شمس لنگرودی
آرام باش...
حکایت دریاست زندگی...
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می رویم،
چشم هایمان را میبندیم همه جا تاریکیست...
ارام باش عزیز من، ارام باش
دوباره سر از اب بیرون میاوریم و تلالو افتاب را میبینیم
زیر بوته ای از برف، که ایندفعه
درست از جایی که تو دوست داری طالع میشود...
شمس لنگرودی
- ۴.۱k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط