{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام باش عزیز من، آرام باش

آرام باش عزیز من، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌های‌مان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است،

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالو آفتاب را می‌بینیم
زیر بوته‌ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع می‌شود ...

شمس لنگرودی
دیدگاه ها (۳)

حکایت دریاست زندگی”آرام باش عزیز منآرام باش.حکایت دریاست زند...

آرام باش عزیز‌ من! آرام باش. دوباره سر از آب بیرون می‌آوریمو...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

آرام باش عزیز من،آرام باش.حکایت دریاست زندگی،گاهی درخشش آفتا...

آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخشش آ...

شمس لنگرودىآرام باش عزیز منآرام باش.حکایت دریاست زندگی،گاهی ...

آرام باش عزیز من، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

#شیراز_اکو_پارک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط