{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخش

آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی؛ گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌هایمان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است؛ آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم و تلالو آفتاب را می‌بینیم؛ زیر بوته‌ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع می‌شود.
شمس لنگرودی عزیز.
دیدگاه ها (۰)

برکه بودم در خیالم شوق ماندن داشتم . .بر تنم ، تصویر ماهش را...

به نام خداوند اردیبهشت که سعدی به نامش گلستان نوشت....🕊امروز...

آرام باش عزیز من، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط