آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخش
آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ حکایت دریاست زندگی؛ گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی؛ گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همه جا تاریکی است؛ آرام باش عزیزِ من آرام باش؛ دوباره سر از آب بیرون میآوریم و تلالو آفتاب را میبینیم؛ زیر بوتهای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع میشود.
شمس لنگرودی عزیز.
شمس لنگرودی عزیز.
- ۱.۵k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط