{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 12




جک ویو

در رو باز کرد و قیافه در هم جونگوک رو دید که با دستهاش بدنش رو پوشونده

جک : بدن درد داری؟

با صدای لرزون و بینی گرفته جواب داد

+ بیارش

جک : ترکش کن جونگکوک ... چهار ساله داری

+ خفه شووو.. نمیبنی حالم بدههه؟ نمیتونم بفهممم

جک : من اگه بهت بدمش دوست خوب نیستم میفهمیی!؟ وقتی که نزارم مصرف کنی میشم دوسته خوب
من نمیخوام مثله

جونگکوک نذاشت حرفش رو کامل کنه و فریاد زد : دهنتو ببند اسم گذشته رو نیارر جک خفه شو خفه شووو

جک : باشه... باشه جونگکوک آروم باش.. الان میارم

صورت پر از عرقش رو پاک کرد و بار دیگه بینی اش رو بالا کشید

جک بسته رو پرت کرد جلوش و گفت : میرم تو اتاق .. جونگکوک بسته رو قاپید و بازش کرد

بعد از اتمام کارش نفس عمیقی کشید و سرش رو آزادانه روی مبل گذاشت و لبخند مستانه ای زد

جک سری از تاسف تکون داد و آهی کشید

کی فکرش رو میکرد که جئون جونگکوک با اباهتی که همه ازش حرف میزنن دچار چنین حالی بشه؟

ما زیبایی های ظاهری رو میبینیم و نمیتونم باطن کسی و قضاوت کنیم

پس قضاوت از روی ظاهر انجام میشه و شخص ، مجبور به ظاهر سازی همیشگی میشه

چون انتظاری که ازش میشه همون جور هست که بقیه میبینن کسی دردها رو در نظر نمیگیره
جک : خماریت پرید ؟

جونگکوک با صدایی تو دماغی و لش گف: نوووج ... فعلا ... د... دم.. پرم نیا

... دیدن عذاب کشیدن بهترین دوستش برایش درآور بود

ولی چکار میتونست انجام بده؟

همین الانش هم جئون بخاطر مصرف نکردن اون مواد به نعشگی رسیده بود

جونگکوک گوشی اش رو برداشت و شماره ای گرفت و با دست های بی جون به سمت گوشش برد

جک : به کی زنگ میزنی؟

+لارا ا... شییییی

.. جک دویید به سمتش و گوشی رو از دستش قاپید

جک : احمق تو این وضعت میخوای زنگ بزنی چه چرت و پرتی

بگی!؟!؟
اصلا متوجهه هیچ چیزی نیستی

حتی مطمئنم نمیشنوی چی میگم و نیمفهمی حرفم چیه

ولی جونگکوک همچنان خمار میخندید و سرش رو به پشت
مینداخت
لیویا ويو

با تک زنگ خوردن گوشیش چشمهای به خون نشسته از گریه اش .. رو پاک کرد و به سمت گوشیش رفت

با دیدن شماره ناشناس بیخیال شد و دوباره روی تختش دراز .. کشید

گاهی هم یک عذاب وجدان انسان رو به عذابی بزرگتر وارد
میکنه
محدود شدن برای یک دختر سخته !.. و ممکنه برای آزادی داشتن هرکاری بکنه ... ممكنه

او بازهم این گزینه برای انسانهایی با روان سالم" صدق نمیکنه حالا هدف اون دختر بود تا هر جوری که شده از اون خونه بیرون .. بزنه و آزاد باشه

آزادی به قیمت مرگ؟

درسته خواسته اون دختر همین بود. مرگ

... ولی تقدیر و سرنوشت که دست انسان ها نیست

با زنگ خوردن ایفون نگاهش رو از اشپزخانه به در داد و بعد از .... گذاشتن پارچ آب داخل یخچال بسمت در رفت و بازش کرد نانسی رو سرگردان و پریشان دید که سریع خودش رو ب داخل

پرت کرد و بغضش رو ترکوند

_ نانسییی؟ چت شده دختر؟

نانسي : ل .. لیویا .. مینهو... رو بردن

_چ .. چی؟ کجا بردن؟

.. نانسی : اون جئون جونگکوک عوضی

_اون پولش رو میخواد دوست پسر احمقت وقتی

.. نانسی نذاشت حرفش رو کامل بزنه و فریادی سرش زد نانسی : بسهه بسههه .. اینقد بهم یاداوریش نکنن میفهمیی؟؟

_باشه... باشه الان میخوای چیکار کنی

نانسی : اگه میدونستم الان پیش تو نبودم

_تو برو خونه به چیزی فکر نکن.. من یه راهی پیدا میکنم. باشه؟
نانسی : نمیتونم... مظطربم

_برو.. من سعی میکنم درستش کنم

نانسی : بهت اعتماد کنم؟

_میتونی اعتماد نکنی به هر حال اونی که گند زده من نیستم که بخواد انتظار و اعتمادی بهم باشه

نانسی : باشه ناراحت نشو.. یکم عصبیم

_خودت میدونی من اوضاع خوبی ندارم ولی هیچوقت به خودم اجازه ندادم باهات بد حرف بزنم حالاهم برو گفتم یکاری میکنم

نانسی: مرسى ... (بغض )

با خروج نانسی بسرعت گوشی اش رو برداشت و به همون شماره ای که داشت زنگ زد. مطمئن بود باز هم جونگکوک جواب نمیده

ولی ... این تنها راهش بود

_الو؟

جانگ : بفرمایید؟

_با جئون جونگکوک کار دارم

جانگ: شما!؟

_ لیویا ... کیم لیویا

جانگ : چند لحظه

بعد از مکث کوتاهی صدای دیپ جئون رو از پشت گوشی شنید

+ اینقدر شیفته ام شدی که مدام برام مزاحمت ایجاد میکنی؟

_کسی ک مزاحمه جوابش رو نمیدن پس تو اونقدری شیفته ام
شدی که به مزاحمتام هم علاقمندی

+هوم خوشم اومد زبونت بدجوری درازه

_مینهو اونجاست؟

+اوهوع .... پس مقصود اون کره خره؟
داره مثل سگ واسه عمارتم کار میکنه پول نداره بهم بده... بنظرت چجوری اون پولو جبرانش کنیم؟

_به پشنهادم فکر کردی؟

+هو وومم. میخوای نتیجشو بدونی..؟ خب کی بدش میاد یه
عروسک متنوع با بقیه عروسکاش داشته باشه؟
_این یعنی قبوله؟
دیدگاه ها (۲۷)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 13_به پشنهادم فکر کر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 10(لطفا اگه یادتون ن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 28پارک: باشه باشه تن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 39جونگکوک کمی جلوتر ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 36جک به جونگکوک که ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 3لیویا ويومينهو : رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط