Lucky-bloody#

Lucky-bloody#
پارت 21

+همشو شنیدی؟
-ازونجایی که خدا یه قدرت آفریده به اسم شنوایی اره
لبخند میزنی و به آسمون نگاه میکنی
+الان دیگه مطمئن شدم خدا با من خصومت شخصی داره
-نه...
+چیچیو نه
-باید خوشحال باشی
+چرا اونوقت؟
-چون منو فرستاده
+چه خودپسند
-مگه خودت از خدا نمیخواستی یه کمک برا راه برگشت برات بفرسته؟
+نکنه تو؟
-لبخند*
نفس از سر نا امیدی کشیدی
+باز بهتر از هیچیه.....خیلی خب راه برگشت کدوم وره؟
یهو لبخند کوک محو میشه
+نگو که نمیدونی...
-چون انسانم و قابلیت فراموشی رو دارم اره
+منم انسانم و قابلیت کشتن،سربریدن،پوست کندن و هزاران روش شکنجه دیگر رو به صورت ذاتی بلدم و ازونجایی که الان خیلی عصبیم و توم خیلی رو مخم راه رفتی قابلیت اینو دارم با حرص ده برابر بیشتر با اشانتیون اضافه روت انجام بدم
-او چه خشن
+فک میکنی نمیتونم؟
-کی بود دو دیقه پیش میگفت نمیتونم از پس خودم بربیام؟
+ولی از پس بقیه خوب بر میام...مطمئنم اینو از جه وون هم شنیدی
-اره....ولی وقت نداریم چون همین حالاشم شب شده و فقط دو درصد شانس زنده بودن داریم...هر موقع زنده موندیم و رسیدیم به کمپ اونجا همه کارایی که گفتی رو میزارم انجام بدی
پوکر نگاش میکنی
+ازین به بعد باید یادم باشه دقیق به خدا بگم چی میخام تا یچیز اشتباهی نفرسته
-داری میگی من اشتباهیم؟
+اره
شروع میکنی راه رفتن و اونم دنبالت میاد
-چون تو شرایط سختی داری سپری میکنی زندگیتو هیچی بهت نمیگم وگرنه مجبورت میکردم حرفتو پس بگیری
+عو حتما...امر دیگه؟
سکوت*
+خب اگه حرفات تموم شد بریم خودمونو نجات بدیم یا بزاریم جوون مرگ شیم؟
-اگر زامبی حمله کنه من خودمو فدا میکنم تو خودتو نجات بده
+چه فداکار
-جدی گفتم
+منم جدی گفتم....چرا حالا
-خب برای تکثیر جمعیت و منقرض نشدن انسانا به زن احتیاج داریم تا تولید مثل کنه
+ولی اگه مردی نباشه هم نمیشه تولید مثل کرد
-جه وون که هست
+اونو اول از همه میخورن تو کلش هیچی نیست
-اتفاقا اونو هیچوقت نمیخورن....چون زامبیا عاشق مغزن...دقیقا چیزی که اون نداره
با تعجب نگاش میکنی و دست میزنی
+برگام....چجوری تو این شرایط بحرانی میتونی انقد نمک باشی؟
🙂
#ویسگون #کلیپ #کیپاپ #بی_تی_اس #کیوت #جنگکوک #خاص #رمان #جنگکوک #عاشقانه #ایران #اکسو #بلک_پینک #توایس #استری #استری_کیدز #سلبریتی #ایدل #نامجون #جین #یونگی #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جنگکوک
دیدگاه ها (۰)

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑 🍓🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «من خودم انتخابش کرد...

رمان عشق ممنوع

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

پارت ۲ | تو منو از کجا می‌شناسی؟هلیا چند ثانیه فقط به پسر خی...

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

وقتی مریض بودی ولی …

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط