{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉

part 4

یوجونگ: دقیقا انگیزت برای اینکه با من رفیق شی چیه؟!
هیرا: خب منم مثل تو تازه به این دانشگاه اومدم و دوستی ندارم، وخب تو نظرمو جلب کردی!
یوجونگ: میدونی اگه هیولا بودی بیشتر دوست داشتم باهات رفیق شم
هیرا: ای بابا اذیت نکن دیگه تروخدا (لحن مظلوم)
یوجونگ: از التماس کردن خوشم نمیاد و من با مظلوم نمایی خر نمیشه رو مخ
هیرا: اوففف چقدر صفت سخت میگیری قول میدم ازینکه باهم دوست شودیم پشیمونت نکنم
یوجونگ: با من دوست شدن عاقبت های چندان خوبی نداره حواست باشه!
هیرا: واو عالیه!؛ من مشکلی ندارم، و اینم جواب مثبت در نظر میگیرم و حالا شمارتو بده
یوجونگ درحالی که داشت شماره رو میداد غر زد گفت..
یوجونگ: وااای میدونستی چقدر پرویی؟
هیرا: میدونم!

ویو یوجونگ
بالاخره دانشگاه تموم شد خوبه این دفعه کسیو به قتل نرسوندم البته خیلی نزدیک بود...
رسیدم خونه یک حموم رفتم لباسامو پوشیدم بعدش غذای چشم سرخ دادم(همستر) رو تخت دراز کشیدم چشمام داشت گرم میشد که گوشیم زنگ خورد،
ای توف تو روح هرکی که داره زنگ میزنه
گوشی یو نگاه کردم دیدم شماره ناشناس ردی دادم دوباره زنگ زد ردی دادم دوباره زنگ از سر لجم دوباره ردی دادم دوباره زنگ که جواب دادم که بله خانم هیرا بود!
هیرا: سلاممممم
یوجونگ: ای مرگ سلام خیلی پیله ای!
هیرا: میدونم میدونم حالا عصبی نشو بیا بریم بیرون خوشگذرونیم!
یوجونگ: باش ولی جاشو من میگم اگه نمیترسی نیا
هیرا: نه میامممم
یوجونگ: باش پس بای
نزاشتم حرفی بزنه گوشی رو قطع کردم
رفتم اماده شدم

مکان: جنگل متروکه توی سئول[.....]

(هرچی گشتم جنگلی تو سئول اطرافش که متروکه باشه پیدا نکردم دیگه بع بزرگیه خودتون ببخشید)

ویو یوجونگ
......

۲۷ لایک ۷ بازنشر
راستی واسه فیک یونمین اگه میخواید زودتر بزارم از پارت ۲۹ به بعد فیک تهکوک به ۵۰ لایک برسن میزارم
دیدگاه ها (۷)

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

لبخند قاتلپارت³⁰ویو سلیناز پنجره اتاقم به خیابون خیره شده بو...

وقتی استادت بودP:2ویو ا.ت:+نیس..._اهمممبرگشتم دیدم کوکه و با...

عمارت بلک وود

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

#خدا #خدایا_شکرت #خدایاشکرت #انسان‌ #شکرگذاری #قدرشناسی#رشد ...

الماس زیبای من ...

فیک تک پارتی ریحانه(یعنی نویسنده) امروز خیلی دلم درد میکنه ه...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط