خوب من!
خوب من!
وقتی مردم شهر
خواب نیامدنت را دیده اند،
برایم قصه ها می بافند که نقش تو را از لوح دلم پاک کنم،
خیال آمدنت میان دلم شعله می کشد.
آن دم که می رسی
نگاهت نگاهم را می بوسد.
برایت دوستت دارم را نجوا می کنم
اگر قطره ها مجال بدهند تورا یک دل سیر نگاه می کنم می دانم آن روز باران هم عاشقانه می رقصد.
بیا که عقربه ها برای رسیدنت منتظر نشسته اند.
برایم یک نفس بودنت کافیست که آن یک نفس برای من تمام زندگیست.
در من امید آمدنت هرلحظه جاریست.
وقتی مردم شهر
خواب نیامدنت را دیده اند،
برایم قصه ها می بافند که نقش تو را از لوح دلم پاک کنم،
خیال آمدنت میان دلم شعله می کشد.
آن دم که می رسی
نگاهت نگاهم را می بوسد.
برایت دوستت دارم را نجوا می کنم
اگر قطره ها مجال بدهند تورا یک دل سیر نگاه می کنم می دانم آن روز باران هم عاشقانه می رقصد.
بیا که عقربه ها برای رسیدنت منتظر نشسته اند.
برایم یک نفس بودنت کافیست که آن یک نفس برای من تمام زندگیست.
در من امید آمدنت هرلحظه جاریست.
- ۱.۷k
- ۱۰ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط