خوب من!

خوب من!
وقتی مردم شهر
خواب نیامدنت را دیده اند،
برایم قصه ها می بافند که نقش تو را از لوح دلم پاک کنم،
خیال آمدنت میان دلم شعله می کشد.
آن دم که می رسی
نگاهت نگاهم را می بوسد.
برایت دوستت دارم را نجوا می کنم
اگر قطره ها مجال بدهند تورا یک دل سیر نگاه می کنم می دانم آن روز باران هم عاشقانه می رقصد.
بیا که عقربه ها برای رسیدنت منتظر نشسته اند.
برایم یک نفس بودنت کافیست که آن یک نفس برای من تمام زندگیست.
در من امید آمدنت هرلحظه جاریست.
دیدگاه ها (۱)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

نمیبخشمت p.23

برمی خیزم ؛ از پشت پلکهای خواب آلوده ام به روزنه ی صبح سلام ...

‌تورا نخواهم بخشید دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شومحتی دیگ...

من نوکرپستُ، تونعم الامیری..حق داری که ازمن هی روتومی گیری.....

سلام اقا جان, باز هم من هستم همان که منتظر امدنت عمریست چشم ...

هوای من

عزیز دل! سلام... ‌‌ گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط