{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
تورا نخواهم بخشید
دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی کنم
در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری ست ، چشمانم پُر نمی شود
تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداخته ام کمی خسته ام ، کمی شکسته
کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته ام تنها خوبم هایی روی زبانم چسبانده ام. مضطربم. فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیونها بار به حافظه ام سر می زنم و نمی توانم چهره ات را به خاطر بیاورم ، من را می ترساند . دیگر آمدنت را انتظار نمی‌کشم؛ حتی دیگر از خواسته‌ام برای آمدنت گذشته‌ام اینکه از حال و روزت با خبر باشم دیگر برایم مهم نیست

بعضی وقت‌ها به یادت می‌افتم
با خود می‌گویم : به من چه ؟
درد من برای من کافی‌ست
آیا به نبودنت عادت کرده‌ام ؟
از خیال بودنت گذشته‌ام ؟
مضطربم
اگر عاشق کسی دیگر شوم
باور کن آن روز تا عمر دارم
تو را نخواهم بخشید ...!!!
دیدگاه ها (۰)

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت چــهار 𓆪 🖤🥀ات با تعجب به مرد خیره ش...

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه ساکت موندم و به جیهوپ خ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط