{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر بازیست

دیر بازیست
در این شهر شلوغ,
هر کجا می نگرم
غنچه ها پژمرده اند
چهره ها افسرده اند
نفسی هست ولیکن
همه دل ها مرده اند
هدفی هست اگر,
نیست به جز لقمه نانی
شرفی هست اگر
در گرو جاه و مقامی.
همه افسرده و غمگین
همه سرخورده از این دین
همه تسلیم به تقدیر
همه محکوم به تحقیر
نه امیدی است به ماندن
ونه شوقی است به رفتن
همه مغروراز ان چیز که بودیم
و از ان کار که کردیم
همه ازکوروش و جمشید چه مستیم
غافل از این سخن تلخ که
" امروز"
در اندیشه تاریخ
کجائیم ؟
چه هستیم ؟
که هستیم؟
دیدگاه ها (۴)

ﭘﺴﺮﻡ ﺭﻭ ﺟﻨﺴﯿﺘﻢ ﺗﻌﺼﺐ ﺩﺍﺭﻡ ...ﻭﻟﯿـــــــــــــﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻣﺮﺩﺍ...

ﺁﻫﺎﮯ ﺗﻮ!ﺿﻌﻔﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﺶ ﺑﺮﻩ ؟؟؟ﮐﻤﺒﻮﺩ ِ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍ...

بدون شرح :+)

بدون شرح ...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغهر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچهر...

.دیر بازیستدر این شهر شلوغهر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

گفتم ای فال فروشلای این بسته ی فال«مژده ای دل که مسیحا نفسی ...

گفتم ای فال فروشلای این بسته ی فال«مژده ای دل که مسیحا نفسی ...

گفتم ای فال فروشلای این بسته ی فال«مژده ای دل که مسیحا نفسی ...

دیر بازیست در این شهر شلوغ هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اند،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط