{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از غروب پاییز

من از غروب پاییز
غم انگیز
تلاقی کرده با آغاز ماهی سرد
می آیم
من از تیزی بُران ،
سرمای ستیغ درد می آیم
من از
هوای ناجوانمردانه ی
درگیر با سیلی باد سرد
می آیم
سلامم را تو پاسخ گو
هوا سرد است
می دانم
بیا در باز کن
این سینه پُر درد است
می دانی
منم
دربه در پاییز
منم از درد و غم لبریز
"سلامم را تو پاسخ گو"
و در را باز کن
هوای حوصله ابری و طوفانی است
دلم غمگین و بارانیست
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

نزدیک پاییز است

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

برده عمارت جئون

چند پارتی جونگ کوک

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۵

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟳[ویو ا.ت] نفس عمیقی کشیدم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط