مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! 😳

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! 😳
او ایستاد، همان لحظه آجری جلوی پاش افتاد.
نفس راحتی کشید و به راه افتاد. تا خواست از خیابون رد بشه باز همان صدا گفت: ایست!

همان لحظه ماشینی با سرعت از جلوش رد شد.
او پرسید: تو کیستی؟ ندا آمد: فرشته نگهبانت!
گفت: پس وقتی من داشتم ازدواج می کردم، تو کدوم گوری بودی؟؟!!!!

گفت خبر مرگم دو دقیقه رفتم دستشویی امدم دیدم گند زدی به زندگیت😭 😄 😂 😂 😂 😂

پیشاپیش روز مرد مبارک 😂
دیدگاه ها (۱)

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! 😳او ایستاد، هم...

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! او ایستاد، هما...

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! 😳 او ایستاد،...

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! 😳او ایستاد، هم...

مردی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست! 😳او ایستاد، هم...

یکی داشت از خیابان رد میشد، صدایی گفت: ایست!او ایستاد، همان ...

اینم از #آدم_برفی ولی مدله دافش 😉 😂 😀 😜 مردی داشت از خیابان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط