{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعت 00:00 عاشقی

ساعت 00:00 عاشقی

خدایـــــــــــــــا...

فانوست را کمی پایین تر بگیر...
جاده ای که در آن قدم نهاده ام تاریک است، انتهایش را نمی دانم چیست...
می ترسم انتهایش بن بست باشد...
تو را به مهربانیت سوگند...
فانوست را کمی پایین تر بگیر تا روشنی بخش راه نامشخصم باشد...
نمی خواهم بی فانوس تو به جایی برسم که برگشتنم دشوار گردد و پشیمان شوم....
الهی آمین

ای مهربانترینم... من اکنون سخت به نور فانوست محتاجم
دیدگاه ها (۳)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

P : 5

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۶: جاده‌ای که به هیچ‌جا نمی‌رسید(یا شاید ...

وارث ماه‌خاموش

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط