{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف میره خونه دوستش مهمونی ؛

طرف میره خونه دوستش مهمونی ؛
شب که همه خوابیدن زن دوستش میاد سراغش میگه :
پاشو ... بیا بریم عشق و حال !
مهمون میگه : نــــه بابا ! شوهرت بیدار میشه ؛ میفهمه !
زنه میره بالای سر شوهرش یه بشکن میزنه ، میگه : دیدی بیدار نشد ؛ بیا بریم !
مهمون میگه : نه به جان خودم بیدار میشه !
زنه میره یکی میزنه زیر گوش شوهره و میگه : دیدی بیدار نشد ؛ بجنب دیگه !
مهمون با ترس میگه : نه ... اگه بیدار بشه ؟
زنه میره تو آشپزخونه یه ماهیتابه میاره میزنه تو سر شوهره و میگه :
بیـــــــــــــــــــا ... بیدار نشد ! بدو بریم !
مهمون باز میگه : اصلاً نه ! یه وقت بیدار میشه !
زنه راه میفته میره تو حیاط !
شوهره بلند میشه به مهمون میگه :
جون ننت پاشو باهاش برو ! رفت بیل رو بیاره!!
دیدگاه ها (۴)

من برگشتممممممپارت یکیوری: کوک یه لحظه گوش بده به جای اینکه ...

هار هار هار بعدیشوم ساختوم

سناریو

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

رمان بهترین من،پارت۴☆چویا:گ..م شو اون طرفدازای:من که روی زمی...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط