اَز هَمِـہ بُریدے و حال نِمیڪُنے با هیچے با هیچڪے هَمـ تا

اَز هَمِـہ بُریدے و حال نِمیڪُنے با هیچے با هیچڪے هَمـ تابـ نِمیخورے گمـ میشے لـا به لـاـیِ دودِ سیگارِتـ اَز آسِمونِتَمـ هَمیشِـہ چالِـہ چولِـہ میبارِه [:)]
دیدگاه ها (۱)

هـوا مـه آلـودهـ....دلـتـنـگـتـم.مـیـشـه بــبــرمـِت بــا هـ...

سلام بچه‌ها، عصرتون دلنشین، بفرمایید دمنوش چای سبز و زعفرون ...

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

گربه ای در نیمکت کناری...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

سناریو

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

### پارت سوم: حصار شیشه و آتشنگاه آرم لحظه‌ای روی صورت آرتمی...

سناریو جونگکوک

سناریو توکیو روزنجرز(اگه معلم بودن معلم چه درسی میشدن)«نکته:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط