می دانی

می دانی

یک وقت هایی باید

روی یک تکه کاغذ بنویسی

تـعطیــل است

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال ســوت بزنی

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویـی

بگذار منتـظـر بمانند !!!

حسین پناهی

- شاید شعر بالا برای خیلی هاتون تکراری باشه اما به نظرم دوباره خوندن بعضی مطالب هم زیباست.

بعد از کلی سکوت خیلی حرف واسه گفتن دارم.
دیدگاه ها (۸)

به قشنگ‌ترین آدم زندگی من ؛نمی‌دونم چطور باید از کسی بنویسم ...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت ۳۹

پارت ۸

تصادف با ماشین باجی.

intertwined fate of two enemies-part 22

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

دم خروس بیرون است مرض جای دیگریست.

My professorChapter:2Part:117چند دقیقه بعد،ماشین جلوی کافه م...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت ششم: کلیدجونگ‌کوک دوباره به الارا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط