{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی‌نظمی

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم
باخبر باش که بعد از تو چه آمد به سرم
در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی
نکته اینجاست که من رازنگه‌دارترم
گرچه آزردی‌ام ای دوست! محال است که من
چون تو از دوست به بیگانه شکایت ببرم
راه بر گریه من بسته غرورم، ای عشق
کاش با تیغ تو بر خاک بیفتد سپرم
من که یک عمر به حقم نرسیدم ای دوست
باشد از خیر رسیدن به تو هم می‌گذرم


#کتاب
#بی_نظمی
#احسان_انصاری
#شعر
دیدگاه ها (۰)

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرمباخبر باش که بعد از تو چ...

گرچه آزردی ام ای دوست، محال است که من چون تو از دوست به بیگ...

🍒🌱راه بر گریة من بسته غرورم، ای عشق کاش با تیغ تو بر خاک بیف...

🍒🌱راه بر گریه من بسته غرورم، ای عشق کاش با تیغ تو بر خاک بیف...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيم مرگمان باد كه شكواييه ا...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيممرگمان باد كه شكواييه از ...

میثم مطیعی صبح امروز پیش از اقامه نماز عید سعید فطر ابیاتی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط