{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم
باخبر باش که بعد از تو چه آمد به سرم

در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی
نکته اینجاست که من راز نگه‌دار ترم

گرچه آزردی‌ام ای دوست محال است که من
چون تو از دوست به بیگانه شکایت ببرم

من که یک عمر به حقم نرسیدم ای عشق
باشد ، از خیر رسیدن به تو هم میگذرم...
دیدگاه ها (۲)

هستی ‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرمباخبر باش که بعد از تو ...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

Two

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

بی‌نظمی

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط