{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم
باخبر باش که بعد از تو چه آمد به سرم

در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی
نکته اینجاست که من رازنگه‌دارترم

گرچه آزردی‌ام ای دوست! محال است که من
چون تو از دوست به بیگانه شکایت ببرم

راه بر گریه من بسته غرورم، ای عشق
کاش با تیغ تو بر خاک بیفتد سپرم

من که یک عمر به حقم نرسیدم ای دوست
باشد از خیر رسیدن به تو هم می‌گذرم

احسان انصاری
دیدگاه ها (۱)

هستی ‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرمباخبر باش که بعد از تو ...

بی‌نظمی

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرمباخبر باش که بعد از تو چ...

🍒🌱راه بر گریة من بسته غرورم، ای عشق کاش با تیغ تو بر خاک بیف...

گرچه آزردی ام ای دوست، محال است که من چون تو از دوست به بیگ...

هستی ‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرمباخبر باش که بعد از تو ...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيم مرگمان باد كه شكواييه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط