در تمام عمر

در تمام عمر

یک بار خواستم دلتنگ اش نباشم

اول که هوا گرفته شد

بعد باد آمد

باران که بارید

من هم گریه کردم...
💖 🌲 💖 🌲 💖 🌲 💖 🌲 💖 🌲 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁
دیدگاه ها (۱)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

تقدیم به زندگیم:سر به روی شانه‌هایت می‌گذارم بعد ازاینغصه‌ها...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

آوای شب پارت ۲۹ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آمد...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

چند پارتی

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹¹ویو تهونگ____________ب...

شروع فصل دوم..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط