از زبان تهیونگ
از زبان تهیونگ
تهیونگ. آه جونگکوک پدرم پیام داده گفته تا قبل از ساعت ۱۲ باید از کره خارج بشید گفت رد همه ی عمارت ها و خونه هارو زدن چیکار کنیم؟ من نمیتونم تهیان و تنها بذارم
جونگکوک. اههههه نمیدونم تهیونگ بریم فرانسه امشب برای تو و هاوین بلیط فرانسه و میگیرم بعد هم میرم سراغ تهیان
تهیونگ. هه فکر کردی من تهیان و تو کره تنها میذارم خیلی خطرناکه
کوک. من هستم قرارمون همین بود فعلا ما اونا رو زنده میخوایم پس از اونجایی که تو معذرت میخوام وحشی هستی میری میکشیشون پس خودم میرم الانم براتون بلیط میگیرم
هاوین. جریان چیه اوپا؟ بابا بهم گفت سریع از کره بزنین بیرون
کوک. عزیزم تو تهیونگ امشب میرین فرانسه منو تهیان هم میریم یه جایی میمونیم بعدش میایم پیش شما
تهیونگ. خوب الان ساعت ۶ سریع وسایلتو جمع کن بریم فرودگاه
هاوین. باشه راستی جونگکوک فرانسه کجا میمونیم؟
ته. آره اینم هست خوب یه پنت هاوس اونجا دارم همونجا میمونیم
هاوین. هوم پس میرم وسایلم و جمع کنم
از زبان نویسنده (که خودم باشم🤣🤣)
جونگکوک و تهیونگ درحال نقشه کشیدن بودن ولی تهیان با بدترین شکل ممکن شکنجه میشد اینقدر اونو زده بودن که غرق در خون پهن زمین شده بود و از درد هیچی از دهنش بیرون نمیومد چون امید داشت که برادرش اونو نجات میده تسلیم نشد و جلوی اونا کم نیاورد
از زبان جونگکوک
فلش بک به ساعت ۱۲
تهیونگ و هاوین و فرستادم فرانسه الانم میخوام نقشه ام و عملی کنم بلاخره زمانش رسید حرکت کردیم و به سمت کارخونه ای که تهیان و برده بودن رفتیم(از قبل ردشون و زد) رسیدیم با یوجین رفتیم داخل
نگهبان ها و بادیگارد ها رو کشتیم و اون جکسون احمق هم فرار کرد
کوک.یوجیییییین جکسون و بگیر و بنداز تو زیر زمین
یوجین. چشم ارباب
خودمم به سمت زیر زمین رفتم نگهبان های اونجاهم کشتم وقتی جسم ضعیف و خونی تهیان و رو زمین دیدم که داره جون میده دلم ریخت نمیدونم چرا قلبم درد گرفت سریع رفتم سمتش براید بغلش کردم
تهیان. جج....و..ونگ..کک...و..ک(بی حالی)
کوک. هیشششش آروم باش من اینجام
لباسم و تو دستاش مشت کرد و سرشو گذاشت رو سینم و بی صدا گریه میکرد دلم نمیخواست گریه کنه چرا آخه چرا باید نگرانش باشم
بردمش تو ماشین و سریع به سمت بیمارستان عموم بردمش
تهیونگ. آه جونگکوک پدرم پیام داده گفته تا قبل از ساعت ۱۲ باید از کره خارج بشید گفت رد همه ی عمارت ها و خونه هارو زدن چیکار کنیم؟ من نمیتونم تهیان و تنها بذارم
جونگکوک. اههههه نمیدونم تهیونگ بریم فرانسه امشب برای تو و هاوین بلیط فرانسه و میگیرم بعد هم میرم سراغ تهیان
تهیونگ. هه فکر کردی من تهیان و تو کره تنها میذارم خیلی خطرناکه
کوک. من هستم قرارمون همین بود فعلا ما اونا رو زنده میخوایم پس از اونجایی که تو معذرت میخوام وحشی هستی میری میکشیشون پس خودم میرم الانم براتون بلیط میگیرم
هاوین. جریان چیه اوپا؟ بابا بهم گفت سریع از کره بزنین بیرون
کوک. عزیزم تو تهیونگ امشب میرین فرانسه منو تهیان هم میریم یه جایی میمونیم بعدش میایم پیش شما
تهیونگ. خوب الان ساعت ۶ سریع وسایلتو جمع کن بریم فرودگاه
هاوین. باشه راستی جونگکوک فرانسه کجا میمونیم؟
ته. آره اینم هست خوب یه پنت هاوس اونجا دارم همونجا میمونیم
هاوین. هوم پس میرم وسایلم و جمع کنم
از زبان نویسنده (که خودم باشم🤣🤣)
جونگکوک و تهیونگ درحال نقشه کشیدن بودن ولی تهیان با بدترین شکل ممکن شکنجه میشد اینقدر اونو زده بودن که غرق در خون پهن زمین شده بود و از درد هیچی از دهنش بیرون نمیومد چون امید داشت که برادرش اونو نجات میده تسلیم نشد و جلوی اونا کم نیاورد
از زبان جونگکوک
فلش بک به ساعت ۱۲
تهیونگ و هاوین و فرستادم فرانسه الانم میخوام نقشه ام و عملی کنم بلاخره زمانش رسید حرکت کردیم و به سمت کارخونه ای که تهیان و برده بودن رفتیم(از قبل ردشون و زد) رسیدیم با یوجین رفتیم داخل
نگهبان ها و بادیگارد ها رو کشتیم و اون جکسون احمق هم فرار کرد
کوک.یوجیییییین جکسون و بگیر و بنداز تو زیر زمین
یوجین. چشم ارباب
خودمم به سمت زیر زمین رفتم نگهبان های اونجاهم کشتم وقتی جسم ضعیف و خونی تهیان و رو زمین دیدم که داره جون میده دلم ریخت نمیدونم چرا قلبم درد گرفت سریع رفتم سمتش براید بغلش کردم
تهیان. جج....و..ونگ..کک...و..ک(بی حالی)
کوک. هیشششش آروم باش من اینجام
لباسم و تو دستاش مشت کرد و سرشو گذاشت رو سینم و بی صدا گریه میکرد دلم نمیخواست گریه کنه چرا آخه چرا باید نگرانش باشم
بردمش تو ماشین و سریع به سمت بیمارستان عموم بردمش
- ۸.۰k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط