{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۴

پارت ۱۴
ساعت ۶ و ۳۳ دقیقه عصر_جیمین:
کارم تموم شده بود که در اتاق زده شد و جی‌ووک اومد داخل و گفت:
جی.ووک:همونطور که میدونی یونگی هم تو این مهمونی هست،پس فقط کافیه بفهمم دست از پا خطا کردی که اون موقع دیگه مجبورم بسپرمت دست پیرمردای تو کلاب.متوجه شدی؟
جیمیت:ا-اره
جیووک:افرین پسر خوب.الانم بهتره دیگه بیای پایین.مهمونا اومدن بیبی
دیدگاه ها (۵)

پارت یک رمان جدید ( هنوز اسم نداره 🤣 )

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

part : 1855 لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرازشون فاصله گرفتم که لب ز...

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

کسخلان گروگان

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 51( بچه ها خواستم بگ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

دختر لجباز پسر مغرور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط