سناریو:وقتی بچه تون اولین کلمه اش «مامان»هست

سناریو:وقتی بچه تون اولین کلمه اش «مامان»هست

نامجون:اشکال نداره همین که حرف زد خوشحالم

جین:مامان؟؟؟ من تو رو ساختم بعد مامان؟؟

شوگا:هوممم مامان... باشه ولی میدونی همونی که مامان صداش میکنی خودش شبا منو ددی صدا میکنه؟...

جیهوپ:وایییی مینی سانشاینم بالاخره حرف زد!!...

جیمین:مامان نه بگو بابا
بچه تون:مامان
جیمین:بابا
بچه تون:مامان
این داستان ادامه دارد...

تهیونگ:ا/ت بیا اینجا این داره یه چیزی رو اشتباه میگه باید یه بیبی دیگه بسازیم تا اون اول بگه بابا ا/ت بدووو...

جونگکوک:برای اولین بار توی زندگیم احساس هویج بودن کردم😐...
دیدگاه ها (۱)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

مافیای من

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

تکپارتی جونگ کوک

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط