{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر بازیست هرکجا مینگرم:

دیر بازیست هرکجا مینگرم:
غنچه ها پژمرده اند
چهره ها افسرده اند
نفسی هست؛
ولیکن همه دل ها مرده اند،
هدفی هست اگر
نیست به جز لقمه ی نانی؛
شرفی هست اگر
در گروِ جاه و مقامی؛
همه افسرده و غمگین
همه سر خورده از این دین
همه تسلیم به تقدیر
همه محکوم به تحقیر
نه امیدیست به ماندن
نه شوقیست به رفتن
همه مغرور از آن چیز که بودیم؛
واز آن کار که کردیم
همه از کوروش و جمشید چه مستیم
غافل از این سخن تلخ:
که امروز در اندیشه ی تاریخ کجاییم؟
چه هستیم؟ که هستیم؟
دیدگاه ها (۲)

دیر بازیست در این شهر شلوغهر کجا مینگرمغنچه ها پژمرده اند چه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

گفتم ای فال فروشلای این بسته ی فال«مژده ای دل که مسیحا نفسی ...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

دیر بازیستدر این شهر شلوغهر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچهر...

دیر بازیستدر این شهر شلوغ,هر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

.دیر بازیستدر این شهر شلوغهر کجا می نگرمغنچه ها پژمرده اندچه...

گفتم ای فال فروشلای این بسته ی فال«مژده ای دل که مسیحا نفسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط